طراحی آیرودینامیکی لب تاپ













نیروهای وارد بر هواپیما:
1-lift: به طرف بالا اعمال شده وبه خاطر تاثیر جریان هوا بر روی بال ها ایجاد میشود
این نیرو هواپیما را برروی هوا نگه میدارد.
2-weight: خلاف جهت نیروی lift اعمال شده و موجب پایین رفتن هواپیما میشود.
3-thrust: هواپیما را به سمت جلو میبرد و عامل ایجاد این نیرو موتور هواپیما است.
4-drag: خلاف جهت حرکت هواپیما است و روبه عقب اعمال میشود و عوامل مختلفی
از جمله اصطحکاک بدنه هواپیما با مولکولهای هوا کوجب شکل گیری این نیرو میشود.
قانون برنولی:
با افزایش سرعت یا velocity در یک سیال فشار داخلی interpressure کم میشود
برای مشاهده ی عمل کرد این پدیده میتوان از لوله ای استفاده نمود که قسمت
میانی آن باریک تر از دو سر آن باشد. این لوله مخصوص به نام لوله ventori نامیده
میشود. وقتی به اصل برنولی در حد گسترده تری نگاه میکنیم متوجه میشویم که
لازم نیست هوا از داخل لوله عبور نماید بلکه هر سطحی که باعث تغییر در جریان
هوا شود اثری مانند لوله ی ventori می گذارد.
در طراحی بال از اصل قانون برنولی استفاده میکنیم انحنای قسمت بالایی بیشتر از
انحنای پایینی بال بوده و در نتیجه هوا با سرعت بیشتری از روی سطح بال عبور می
نماید با افزایش فشار سرعت هوا بر روی سطح بال اختلاف فشار بین بالای بال و پایین
بال بیشتر شده و در نتیجه نیرویی رو به بالا به وجود می آید این اختلاف فشار اساسی
ترین عامل به وجود آورنده lift است.
airfoil:
به سطح مانند بال هواپیما گفته میشود که هنگام عبور جریان هوا از خود واکنش
نشان میدهد.
leading edge (لبه ی حمله):
اولین قسمت بال است که با جریان و مولکولهای هوا برخورد می کند.
trailing edge (لبه ی فرار):
محلی که مولکولهای هوا سطح بال را ترک نموده همچنین این قسمت محل
تلاقی و برخورد جریان هوایی است که از زیر و روی بال عبور نموده است.
chord line (وتر بال):
خط فرضی است که همیشه مستقیم بوده و لبه ی حمله را به لبه ی فرار متصل
میکند.
camber (انحنا):
عبارت اند از قوسهای سطح بالاو پایین airfoil البته باید توجه داشت که قوس
سطح بالا از سطح پایین بیشتر است.
Relative wind (باد نسبی):
باد نسبی حرکت جریان های هوا نسبت به بال می باشد.
Angle of attack (زاویه حمله):
زاویه بین chord line وجهت relative wind است این زاویه در تولید نیروی lift
نقش اساسی ایفا می کند.
عوامل لازم در طراحی airfoi
1-شکل ظاهری بال plan form
2-انحنا camber
3-نسبت منظری aspect ratio
4-مسافت بال wing area
Types of wing(انواع بال):
1-بال مستطیل شکل straight
2-بال بیضی شکل elliptical
3-بال مخروطی tapered
4-بال متمایل به عقب sweptback - delta
بال مستطیل شکل straight:
دارای خصوصیات مناسبی در سرعت های پایین است واز نظر اقتصادی ساخت
آن با صرفه می باشد ولی عیب آن به خاطر وزن زیاد وایجاد نیروی پسا زیاد است.
بال بیضی شکل elliptical:
وزن کمتر و نیروی پسا (drag) کمتری تولید میکند ولی این بالها در پروازهایی که
سرعت هواپیما پایین است قدرت کتری دارد هم چنین بالهای بیضی شکل هزینه ی
بیشتری صرف تولید آنها می شود.
بال مخروطی tapered:
وزن قابل قبول- پسای کم- پایین بودن هزینه ی ساخت - قابلیت های خوب پروازی
در سرعت های پایین از امتیازات این نوع بالهاست.
بال متمایل به عقب sweptback ,delta:
در هواپیماهایی با قابلیت بالااستفاده میشود ودر سرعت های بالا کارایی بسیار
خوبی دارند ولی در سرعت های کم مناسب نیستند.
نسبت منظری aspect ratio:
عبارت اند از نسبت طول بال به عرض بال.
مساحت بال wing area:
عبارت اند از مساحت کلی سطوح بال . از آنجا که در بیشتر هواپیماها بال نمیتواند
مقدار زیادی نیروی برا تولید کند داشتن مساحت لازم مکاقی به منظور خنثی کردن
وزن هواپیما ضروری می باشد.
کنترل نیروی لیفت توسط خلبان:
تا کنون فقط از آن دسته از عوامل موثر بر نیروی لیفت بحث کردیم که به
وسیله ی طراحی هواپیما کنترل می شود.خلبان می تواند زاویه حمله و سرعت
هواپیما را تغییر دهد ویا با استفاده از flap ها شکل بال ها را تغییر دهد. البته باید
این نکته را به یاد داشت که اگر نیروی لیفت افزایش پیدا کند نیروی drag نیز افزایش
پیدا میکند.
تغییر زاویه حمله:
خلبان هواپیما میتواند زاویه حمله وتغییرات آن را مستقیما کنترل نماید ودر پروازها
با سرعت معمولی با افزایش زاویه حمله باعث افزایش نیروی لیفت می گردد.در حین
پرواز با جلو وعقب بردن فرمان هواپیما میتوان زاویه حمله را تغییر داد وبدین صورت
ضریب نیروی لیفت را بالا برد.
coeficient of lift:به دلیل ارتباط میان ضریب نیروی لیفت وزاویه حمله از ضریب لیفت برای سنجش
لیفت استفاده می شود معمولا مقدار این ضریب را در آزمایشگاه های تونل باد
مشخص می کنند وبستگی به شکل airfoil وزاویه حمله دارد.هواپیما زاویه حمله
مشخصی دارد که بیشترین مقدار نیروی لیفت در آن زاویه تولید میشود.
stall speed:
زمانی به وجود می آید که جریان هوا از سطح بالای بال جدا میشود این جدایی
باعث کاهش ناگهانی نیروی لیفت می شود صرف نظر از سرعت وضعیت پروازی
و وزن هواپیما stall همیشه در زاویه ی حمله ی مشخص اتفاق می افتد.
نکته: عاوه بر زاویه حمله بیش از حد تعیین شده عوامل دیگری نیز در stall هواپیما
نقش دارند که میتوان به وزن هواپیما وصاف بودن سطح بال اشاره نمود.
نکته:هواپیماهای مختلف علائم stall مختلفی دارند در اکثر هواپیما ها پیدایش stall
امری تدریجی است. اولین علائم توسط دستگاههای هشدار دهنده اعلام stall ویا با
لرزشهای مختصر در هواپیما مشخص میشود.
فلپ وانواع آن:اگر از فلپ ها به طور صحیح استفاده گردد میزان نیروی لیفت که بال تولید میکند زیاد
شده و در نتیجه سرعت stall کاهش می یابد.
به کمک فلپ ها میتوان با سرعت کم پرواز نمود وکنترل کافی وقابل قبول بر بیروی لیفت
داشت.این نکته را به خاطر باید داشت که با جمع کردن فلپ ها سرعت stall دوباره افزایش
می یابد.
فلپ های متداول در هواپیما:
1- plain flap
2-split flap
3- slotted flap
4-fowler flap
plain flap: به وسیله لولا به انتهای بال وصل میشود.هنگامی که فلپ ساده به سمت
پایین انحنا پیدا میکند قوس بال را افزایش داده و همچنین خط وتر بال را تغییر میدهد که
این دو عامل موجب افزایش مقدار نیروی لیفت بال میشود.
split flap: به سطح زیرین بال لولا شده وموجب افزایش نیروی لیفت میشود ولی drag
تولید شده ی آن از فلپ های ساده بیشتر است زیرا در قسمت زیرین بال نصب میشود و
توربولانس ایجاد میکند.
slotted flap: از نظر شکل ظاهری شبیه فلپ ساده است. این نوع فلپ علاوه بر تغییراتی
که در انحنا خط وتر ایجاد میکند باعث میشود بخشی از هوای متراکم و پرفشار سطح زیرین
بال از طریق شکاف فوقانی هدایت شود این عمل به جریان هوای سطح فوقانی فلپ سرعت
بخشیده و در نتیجه مقدار نیروی لیفت افزایش پیدا می کند..
fowler flap: این نوع فلپ توسط سیستم پیچیده ای از ریل ها و قرقره ها به بال متصل شده
است این نوع فلپ هنگامی که کامل شود هم زمان که پایین می آید به سمت عقب نیز حرکت
می کند. حرکت رو به عقب فلپ باعث افزایش مساحت کلی بال می شود.
این نوع فلپ ها از نظر کارایی بهترین نوع فلپ هستند و هم چنین از نظر قیمتی گران تر از سایر
فلپ ها هستند.
slot و slat:
صفحاتی هستند که جریان پرفشار سطح زیرین بال را به قسمت بالای بال منتقل میکند
و موجب پایین آوردن سرعت stall میشود. به این علت که جدا شدن مولکولهای هوا از سطح
بالای بال به تعویق می اندازد.
landing edge flap:
مانند فلپ های لبه فرار عمل نموده و سطح بال را افزایش می دهند و در نتیجه تولید نیروی
لیفت می نماید.
spoiler:
سطوحی هستند که در هنگام لمس کردن چرخ های اصلی هواپیما با سطح باند مورد
استفاده قرار میگیرند.این سطوح موجب میشود که نیروی لیفت ایجاد شده بر روی سطح بال
کاهش یابد در هنگام landing وزن هواپیما را از بالها به چرخ های هواپیما می کند و موجب
ایستادن هواپیما در مسافت کمتری می شوند
aircraft:
نه تنها شامل هواپیما بلکه گلایدرها و بالن ها نیز می شود که همگی قابلیت پرواز دارند
طبقه بندی وسایل پرنده:
تاکنون فقط درباره هواپیما aearplan صحبت کرده ایم اما در حقیقت گروه بسیار وسیعی
از وسایل پرنده وجود دارند..
برای تقسیم بندی وسایل پرنده به گروه های یکسان سازمان هوانوردی فدرال دوسیستم
را پایه گذاری کرد..این دو سیستم بر اساس سه معیار طبقه بندی شده است:
1- category
2-class
3-type
در تقسیم بندی وسایل پرنده هر طبقه کاربرد هواپیما ومحدودیت های عملیاتی آن را مشخص
میکند اکثر هواپیماهای آموزشی در دو طبقه ی:
1-normal
2-utility
قرار میگیرند.
هواپیماهای دارای گواهینامه utility:
میتواند در حین پرواز فشارهای بیشتری را نسبت به هواپیماهای دارای گواهینامه نرمال
تحمل کند.

هواپیماهای طبقه acrobatic :
به دلیل استحکام بیشتر آنها نسبت به دو گروه قبل محدودیت کمتری دارند.
هواپیمای طبقه commuter:
شامل هواپیماهایی که برای حمل تعداد محدود مسافر کمتر از 19 نفر به کار میرود.
هواپیماهای مسافربری transport:
این هواپیماها از نظر وزن و ظرفیت تعدادمسافر محدودیت کمتری دارند

wing let:
صفحاتی هستند که بر روی بال ها ودر دو سربال نصب می شوند. این صفحات به
صورت ثابت بوده و موجب میشوند که جریانات حلقوی سر بال (vortex ) کاهش یابد
از مزایای نصب این صفحات میتوان از کاهش مصرف سوخت به دلیل کاهش drag وبالا
رفتن قدرت مانور هواپیما اشاره کرد.
thrust revers:
در بعضی از هواپیماهای که دارای موتور جت میباشند بعد از عمل landing وتماس
چرخها با زمین صفحاتی بر روی انتهای موتور و اگزوز باز می شوند وموجب انحراف
گازهای خروجی شده. این عمل موجب توقف سریع تر هواپیما بر روی باند می گردد.
wing fences:
صفحات عمود و ثابتی هستند که بر روی بال نصب شده وموجب یک نواختی جریان هوا
بر روی سطح بالای بال می گرددند بیشتر در هواپیماهایی کاربرد دارند که از بال رو به عقب
استفاده میکنند.
منبع : بزرگترین مرکز هوافضا و هوانوردی ایران

با ایجاد جریان در داخل لوله و اندازه گیری فشار و سرعت هوا مشخص شد که در ناحیه وسط لوله که مقطع کاهش یافته سرعت جریان افزایش و فشار هوا کاهش می یابد.
(از این خاصیت در کابراتور ماشینهای بنزینی برای مکش بنزین به داخل ورودی هوا و ترکیب هوا و سوخت استفاده می شود)
معادله برنولی رفتار یک سیال را در حالت جریان یکنواخت توضیح می دهد:
v^2 \over 2}+gy+{P \over \rho}=constant}
v = fluid velocity along the streamline
g = acceleration due to gravity on Earth
y = elevation in the direction of gravity
P = pressure along the streamline
rho = fluid density
وضعیت جریان روی یک صفحه تخت:
وقتی یک صفحه تخت را درون یک جریان هوا قرار می دهیم جریان هوا در مجاورت صفحه وضعیت متفاوت پیدا میکند
چرا که هوای مماس صفحه به علت لزجت (چسبندگی) بناچار باید بر روی صفحه بماند واین تفاوت سرعت هوای مماس و هوای ازاد باعث ایجاد ناحیه ای میشود که لایه های هوا به ارامی بر روی هم می لغزد سرعت هوا نسبت به صفحه از صفر تا سرعت نسبی هوا و صفحه تغییر می کند به این ناحیه لایه مرزی گفته می شود
با جریان هوا بر بروی صفحه بعد از طی فاصله ای جریان هوای لایه ای به هم می ریزد و جریان مغشوش ایجاد می شود

در جلو ی صفحه جریان لایه ای شکل می گیرد . ناحیه بعد ناحیه گذارو سپس ناحیه جریان مغشوش است.
شکل زیر جریان هوا حول یک استوانه دوار را نشان می دهد:
وقتی یک استوانه در داخل یک جریان هوا به گردش در اید به علت ایجاد اختلاف فشار در دو طرف استوانه یک نیروی ایرودنامیکی روی استوانه و عمود بر جریان ایجاد میشود.

برای ایجاد نیرو برای پرواز هر شکلی مناسب نیست . تجربه های مخترعین و ازمایشات مختلف دانشمندان باعث ایجاد مقاطع با هندسه مشخص شد که ایرفویل نامیده می شود

شکل زیر مقاطع (ایرفویل) مختلفی را نشان می دهد که در پرنده های مختلف استفاده شده است

شکل زیر وضعیت فشار هوا را در اطراف ایرفویل نشان میدهد. این تفاوت فشار هوا باعث ایجاد نیروهای ایرودینامیکی می شود

با تغییر زاویه محور ایرفویل نسبت به جریان هوا وضعیت فشار اطراف ایرفویل عوض می شود و مقدار نیروی ایرو دینامیکی و جهت ان عوض میشود زاویه های مثبت باعث ایجاد نیرو ی مثبت و زوایای منفی باعث نیروی منفی می شود

با تجزیه این نیروها در راستای جریان دو نیرو به دست میاید
به نیروی عمود بر جریان نیروی برا (بالابر یا لیقت) و به نیروی مقاوم خلاف جریان پسا (یا درگ) می گویند

منبع : پر پرواز

Ailron :هر هواپیما داراری دو شهپر در دو طرف بال می باشد که همیشه خلاف هم حرکت می کند و باعث غلت حول محور طولی شده و به همراه رادر باعث میشود هواپیما به چپ و راست حرکت کند

Elevator
بالابر یکی از سطوح کنترل اصلی هواپیما است که معمولا در عقب و بر روی دم قرار دارد و با حرکت ان به سمت بالا و پایین هواپیما وضعیت دماغه پایین و دماغه بالا میگیرد و به دنبال ان هواپیما پایین و یا بالا میرود

Rudder
سکان عمودی یکی از سطوح کنترل اصلی هواپیما است که معمولا در عقب و بر روی دم قرار دارد و حرکت ان به سمت چپ و راست باعث گردش هواپیما حول محور قاِیم به راست و چپ می شود

Elevon
در هواپیما های دارای بال مثلثی که بال تا نزدیکی انتهای بدنه عقب امده بالابر و شهپر با هم ترکیب می شود یعنی در عمل تنها دو سطح کنترل طرفین بال هم کار شهپر و هم کار بالابر را انجام می دهد
بدین صورت که وقتی این دو سطح بطور مساوی و موافق هم حرکت می کند کار بالابر و وقتی این دو سطح بطور مساوی و مخالف هم حرکت می کند کارشهپر را انجام می دهد

Ruddervator
در هواپیماهای دارای دم V شکل دو سطح کنترل که بر روی دو نیمه دم قرار می گیرد کار بالابر و سکان عمودی را بصورت همزمان به عهده میگیرد
بدین صورت که وقتی این دو سطح بطور مساوی و موافق هم حرکت کند کار بالابر و وقتی این دو سطح بطور مساوی و مخالف هم حرکت کند کار سکان عمودی را انجام می دهد



شهپر ها و سطوح آیرویینامیکی دیگر روی بال یک هواپیمای مسافربر بزرگ
![]()
![]()
Wingtip
Low Speed Aileron
High Speed Aileron
Flap track fairing
Krüger flaps
Slats
Three slotted inner flaps
Three slotted outer flaps
Spoilers
Spoilers Air-brakes
منبع : پر پرواز
به علت جاذبه زمین همه اجرام به سمت مرکز زمین کشیده می شوند
ولی چگو نه است که یک پرنده می تواند در هوا معلق بماند
رازی وجود ندارد چرا که همه میدانیم عامل این موضوع بال پرنده است
ولی ایا فقط بال کافی است
نه: چرا که پرنده ای که در هوا به راحتی پرواز میکند درون اب این توانایی را ندارد
پس سیالی که پرنده در ان می پرد هم مهم است

مثلا ایا یک گنجشک میتواند تا هر ارتفاعی بالا رود
نه: چراکه هر چه بالا برویم غلظت هوا کم می شود و همانطور که پرنده در سیال غلیظی چون اب توان پرواز ندارد به هوای رقیق ارتفاعات بالا نیز نمی تواند برسد
پس: جاذبه زمین (وزن) پرنده را به پایین و نیروی بال ان را به بالا می برد
![]()

Lift: نیروی بالابر
Weight:نیروی جاذبه زمین (وزن)
Airfoil:
برای بالا رفتن در هوا نیاز به وسیله ای داریم که شکل خاصی (همچون بال چرنده ) داشته باشد با یک مقطع خاص . به این مقطع بالواره یا ایرفویل می گویند
در اثر حرکت هوا بر روی بال یک نیروی ایرودینامیکی ایجاد می شود که در دو راستای جریان و عمود بر ان تجزیه می شود

Drag:
به موِِِءلفه نیرویی که در راستای جریان قرار دارد و با حرکت مخالفت می کند نیروی پسا یا درگ می گوییم
Lift:
به موِِِءلفه نیرویی که در عمود بر جریان هوا است و با عث بالا رفتن می شود نیروی بالابر (برا ) یا لیفت می گوییم
تعادل نیروها:
برای اینکه یک پرنده بتواند در هوا پرواز کند باید جریان هوا بر روی بال ایجاد شود که به دنبال این حرکت نیروی درگ نیز ایجاد می شود که باید بگونه ای بر ان غلبه کرد برای اینکار می توان از نیروی پیشران موتور و یا مؤلفه وزن استفاده کرد

Glider:

در هواپیما های هواسر (که بدون نیاز به موتور در هوا پرواز می کنند) از مؤلفه وزن برای غلبه بر نیروی پسا استفاده میشود
منبع : پر پرواز